تبليغاتX
حاج سید مجید بنی فاطمه
مصاحبه با حاج سیدمجید بنی‌فاطمه 26 بهمن 87

سیدمجید متولد سال 1356، یک پسر 4 سال‌و نیمه به نام سیدعلی و دختری به نام زینب دارد که 2 سال از برادرش کوچک‌تر است. او در خانه‌ی ساده‌اش از ما استقبال کرد و بیش از 2 ساعت با او گفتگو کردیم. گفتگویی به بهانه‌ی رسیدن ماه محرم؛ ماهی که بیش از هروقت صدای او و مداحان دیگر در تکیه‌ها و مساجد، خانه‌ها و حتی از پخش اتومبیل‌های جوانان شنیده می‌شود.

سیدمجید بنی‌فاطمه تا به حال مصاحبه‌های زیادی انجام نداده و این شاید سومین سوال و جواب مطبوعاتی او باشد. حاصل مصاحبه با یکی از چهره‌های به‌شدت مورد توجه جوانان ایران، بی‌هیچ بازار گرمی، حتماً خواندنی خواهد بود. شما چه فکر می‌کنید؟

آقای بنی‌فاطمه؛ شرایط امروز شما چقدر با زمانی که بین مردم شناخته شده نبودید، فرق کرده است؟

- ما که از وقتی یادمان می‌آید، داریم برای اهل بیت می‌خوانیم. اما آن موقع بارمان سبک‌تر بود؛ می‌خواندیم و مردم سینه می‌زدند، چیزی را می‌خواندیم که دیگران هم می‌خواندند. ولی الان که به لطف اهل بیت شناخته‌تر شده‌ایم، بارمان سنگین‌تر شده. موضوعات، شعر، سبک و... را باید خودمان بسازیم و حالا طوری شده که دیگران اشعار و سبک‌های ما را استفاده می‌کنند. خب مسلماً کارمان خیلی سخت‌تر می‌شود. از ماه رمضان تا محرم، 6 ماه زحمت می‌کشیم و فقط به محرم فکر می‌کنیم.

دقیقاً چه کار می‌کنید؟

- روی همین سبک‌ها که دوستان زحمت ساختش را می‌کشند، کار می‌کنیم. امسال که من نتوانستم چیز زیادی بسازم. دیگر خیلی کم پیش می‌آید که سبکی بسازیم. می‌خواهم بگویم ما از 6 ماه قبل دغدغه زمینه‌های کارمان را داریم.

با اشخاص خاصی هم مشورت می‌کنید؟

- با همین دوستانی که داریم کار می‌کنیم، مثل «محمد صمیمی» که شعر می‌گوید، درباره این‌که حالا امسال چه کار کنیم و چه نوآوری‌هایی داشته باشیم. البته نوآوری‌ای که به جلسه و دستگاه اهل بیت صدمه نزند. بیشتر شکل کار را عوض می‌کنیم؛ مثلاً در گذشته 3 بند نوحه می‌خواندیم با واحدهای قدیم. الان زمینه‌هایی که می‌خوانیم ریتم دارد، ضرب دارد، امروزی‌تر است. البته هیچ‌چیز جای نوحه را نمی‌گیرد، ولی می‌بینیم که مردم یک‌ربع تا 20 دقیقه با همین‌ها سینه می‌زنند. بعد هم واحدها را می‌خوانیم که به‌روز شده‌اند و دیگر مثل قدیم نیست. هرچند آن قدیمی‌ها حال خاصی دارند و هنوز هم که آدم می‌شنود دوست دارد.

در کل ما به فکر زمینه‌ها و واحدها هستیم و همیشه باید چیز نو تحویل بدهیم، ولی من از آن‌هایی هستم که به خاطر خواندن یک چیز نو، دست به هر کاری نمی‌زنم. اگر کاری هم بکنم، از ترشحات ذهنی خودم و دوستانی است که شعرها را می‌گویند. دوستانی هم داریم که در کار موسیقی هستند و الحمدالله الان طوری شده که آهنگسازان و خوانندگان دارند از این طرف استفاده می‌کنند ‌(قابل توجه آن‌هایی که سبک‌های دیگران را می‌خوانند!‌) شنیدم یکی از سبک‌های حاج‌محمود آقای کریمی را با کمی دستکاری، برداشته‌اند و کار کرده‌اند.

منظورتان در موسیقی پاپ است؟

- بله، آن‌ها یکی- دو سال زحمت می‌کشند و 8 قطعه در یک آلبوم جمع می‌کنند. دست‌شان درد نکند. ولی امثال حاج‌محمود کریمی یا محمد صمیمی برای هر مناسبت یا هر محرم، حدود 30 تا کار می‌سازند. کارهای حرفه‌ای و خوب که آن‌هایی که کارشان موزیک است را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد و وادارشان می‌کند از سبک‌هایشان استفاده کنند.

اما همیشه این انتقاد بوده که مداحان روی ملودی‌های نامناسب (حتی آهنگ‌های لس‌آنجلسی) می‌خوانند.

- نه، همه‌ی ما اینطور نبودیم. اما همیشه می‌شنیدیم که می‌گفتند فلان جوان به سبک فلان خواننده خوانده است.

شما هیچ‌وقت از موزیک پاپ تاثیر نگرفتید؟

- من اصلاً موزیک آن‌طرف را گوش نمی‌دهم که بخواهم ازشان تقلید کنم.

منظورمان موزیک پاپ داخلی است.

- نه ... این‌طور نبوده.

در مورد پرکاری مداحان معروف گفتید؛ اما این پرکاری به معنی این نیست که کیفیت کارشان هم خوب باشد. انتقاد بزرگی که به کار شما می‌شود این است که اشعار مداحی‌ها قوی نیستند و بیشتر «شور» است تا «شعور» (از نظر صنایع شعر؛ وزن و قافیه و...)

- اول بگویم که به ما هیچ‌وقت چنین انتقادی نشده و منظور به دوستان دیگر بوده است. ما صددرصد به شوری معتقدیم که توام با شعور باشد. خودم را نمی‌گویم، ولی در کار رفقایم مثل حاج‌محمود کریمی یک شور هم پیدا نمی‌کنید که شعرش ضعیف باشد. چون ایشان خودش شاعر است. ضمن این‌که وقتی همیشه از شعر خوب استفاده کردیم، دیگر نمی توانیم شعر معمولی بخوانیم. وقتی من «عمان سامانی» می‌خوانم، بعد نمی‌توانم از جوانی که شاید دومین شعرش را گفته - هر چقدر هم شعرش قشنگ و خوب باشد- بخوانم. اصلاً مستمع من نمی‌تواند قبول کند. خیلی از شاعران جوان می‌آیند پیش ما، ولی ما فقط با آن‌هایی که می‌بینیم هوش خوبی دارند و بااستعدادند کار می‌کنیم. باهاشان صحبت می‌کنیم و این‌ها رشد پیدا می‌کنند. امام حسین(ع) هم به خاطر این زحمتی که می‌کشند، به‌شان لطف می‌کند. یک بار برای روحیه دادن به جوانی که تازه‌کار بود و من همیشه به کارش انتقاد می‌کردم، یکی از شعرهایش را خواندم. تولد حضرت زینب بود. چند روز بعد دو نفر که نمی‌شناختم‌شان آمدند و گفتند: ما تا‌به‌حال ندیده‌ بودیم شما شعر سبک و ضعیف بخوانید. آن شعر هم انصافاً شعر بدی نبود، ولی می‌خواهم بگویم مخاطبین ما توقع‌شان بالا رفته. من اصلاً جرات خواندن شعر بد ندارم. ولی الان زیاد اتفاق می‌افتد که بعضی‌ها هم شعر ضعیف و هم مطلب اشتباه می‌گویند. یادم است وقتی نوجوان بودم، اگر چیزی را اشتباه می‌گفتم، یک بزرگی من را کنار می‌کشید و می‌پرسید: شما از کجا این حرف را می‌زنی؟ ولی متاسفانه الان دیگر آن‌طور نیست.

این سال‌ها که تکثیر و توزیع کارهای شما آسان شده، مداحان معروف بیشتر رعایت می‌کنند و می‌دانند کارشان حتی در دورترین روستاهای کشور هم شنیده می‌شود. اما می‌بینیم که باز مشکلاتی وجود دارد و ظاهراً باید نظارت بیش‌تری صورت بگیرد. به نظر شما نظارت‌های فعلی کافی است؟

- بعضی از همکاران جوان ما اصلاً کار نمی‌کنند (البته ما خودمان هم جوانیم ها!‌) اما این دوستان شب محرم تازه یادشان می‌افتد و از این‌طرف و آن‌طرف شعر می‌گیرند، سبک‌های دیگران را برمی‌دارند و... انتقادها از همین‌جا به وجود آمده و این‌ها بقیه را هم زیر سئوال می‌برند. شخصاً همیشه وقتی می‌خواهم کار کنم، به خودم می‌گویم این آخرین محرم یا آخرین فاطمیه است! امیرالمومنین فرمود: «هر وقت نماز می‌خوانی، فکر کن آخرین نمازت است». چرا؟ چون آن‌وقت بهترین نماز را می‌خوانی. به جدم قسم هر وقت محرم می‌آید، به خودم می‌گویم: این آخرین محرم‌ات است. بهترین کار را بکن! در جلسات معمولی دوستان می‌گویند: فردا هم می‌خواهی بخوانی، بس است. اما مثلاً وقتی شب حضرت قاسم است، هرچه دارم برای حضرت فدا می‌کنم. بگذار وقتی مردیم، یا دو دهه از زندگی‌مان گذشت، نسل بعد از من ببیند که من کار کردم و آن‌ها هم کار کنند. بگذار از کارهای ما بعدها هم استفاده شود، نه این‌که کارمان یک‌بار مصرف باشد.

شده کاری از همکاران جوان‌تان بشنوید که خیلی ناراحت‌تان بکند؟

- بله، خیلی. این‌ها که می‌بینید ضعیف‌اند، چون روی‌شان فکر نمی‌شود. اما بچه‌های ما زحمت می‌کشند و برنامه‌ریزی می‌کنند که چه بگوییم و چه‌کار کنیم. مثلاً پارسال گفتیم «بیا برگردیم مدینه، کربلا که میگن همینه»، حالا امسال بگوییم: «خدا سایه‌تو از سرم کم نکنه».

کارهای پاپ هم در زمینه محرم داشتیم؛ مثل آن‌هایی که با صدای «بنیامین» منتشر شد. نظرتان در مورد آن‌ها چیست؟

- خود بنیامین به جلسات ما می‌آمد و با ما ارتباط داشت. خودش هم ماشاءالله شعر می‌گفت و...

الان هم ارتباط دارید؟

- آخرین‌بار ماه رمضان ایشان را دیدم. خب دیگر... ما زمانی می‌دیدیمش که به جلسات‌مان می‌آمد و برای اهل‌بیت شعر می‌گفت. در مورد کارهایش هم بگویم که چون شاعرشان خودش است، اختیارشان را دارد.

سیر صعودی «مجید بنی‌فاطمه» چطور بوده؛ از مداح عادی تا شهرت الان؟

- وقتی سن آدم بالاتر می‌رود، گاهی به خودش می‌گوید: کاش در انتخاب دوست بیش‌تر دقت می‌کردم. همیشه خدا را شکر می‌کنم که به جایگاه امروز رسیدم، اما هیچ‌وقت نمی‌گویم پشیمانم که مثلاً با فلان‌کس رفاقت کردم و... از نوجوانی که وارد جلسات اهل بیت شدم، با دوستان خوب و باتجربه‌ای آشنا شدم که اگر حرفی هم می‌زدند حرف سیدالشهدا بود و محبت اهل‌بیت در دلم بیش‌تر می‌شد. به کم قانع نبودم؛ یعنی اگر می‌خواستم حرفی، روضه‌ای یا مطلبی بشنوم، دوست نداشتم از یک فرد معمولی بشنوم. به قول معروف می‌رفتم سر چشمه؛ جلسات «حاج‌علی انسانی» یا حاج ‌منصور را می‌دیدم. واقعاً از آرزوهایم بود؛ می‌رفتم جلو تا فقط صورت حاج ‌منصور را ببینم. همان‌جاها آموزش می‌دیدیم. من کسی نیستم، ولی این‌که امروز مردم به اسم نوکر امام حسین(ع) می‌شناسندم، به خاطر زحمت‌های زیادی است که در گذشته کشیدم.

چند سال کار کردید؟

- خیلی! اما هنوز خودم را در حد دیپلم هم نمی‌بینم. خیلی راه مانده، خیلی راه است. خواندن، فقط خواندن تنها نیست. خیلی‌ها می‌خوانند ولی آن تقوا، بزرگواری، منش و... شخص است که تو را بزرگ می‌کند.

حرفه‌ای شدن‌تان در مداحی چقدر در شما تاثیر گذاشته؟

- می‌شود که آدم مداحی را لباسی کند برای این‌جا و آن‌جا خواندن، ولی من این کار را نکردم و این باز هم لطف اهل‌بیت است. من جایی گریه‌ام را کرده باشم، لذتم را برده باشم، جای دیگری نمی‌روم که چیزی بشنوم یا بخوانم و قضیه برایم عادی بشود. همیشه از خواندن‌های «صنعتی» بدم می‌آید و محرم‌ها فقط یک‌جا می‌خوانم، نه اینکه از این مجلس به آن مجلس بروم.

ضمناً آنقدر محبت امام حسین‌(ع) زیاد است که من در آن گم شده‌ام. همیشه دوست دارم با امام حسین(ع) باشم، دوست دارم امام حسین(ع) سر سفره‌ام باشد، در زندگی و در کارم باشد. از آن‌طرف، من مجید بنی‌فاطمه وقتی مداح - یعنی مدح‌کننده‌ی‌ امام حسین(ع)- می‌شوم خود به خود اسمم سر زبان‌ها می‌افتد؛ چون این لیاقت به من داده شده و با مداح آن امام بزرگ بودن، من هم بزرگ می‌شوم.

هیچ‌وقت از این شهرت‌تان استفاده مادی هم کردید؟ وامی، امکانات خاصی، چیزی؟

- نه، الحمدالله تا حالا از این کارها نکردیم. تازه هرجا رفته‌ایم هم دو برابر پول داده‌ایم! اتفاقاً بعضی‌ها فکر می‌کنند خبری است و می‌گویند شما که وضع‌تان خوب است، معروفید و...

این صحبت‌ها بین مردم وجود دارد که می‌گویند مداحان معروف در مناسبت‌های مذهبی (خصوصاً ایام عزاداری) رقم‌های کلانی به عنوان دستمزد می‌گیرند. درست است؟

- اگر اینطور بود که الان شما باید در شرکتم با من صحبت می‌کردید! مردم فکر می‌کنند هرکس معروف شد حتماً پولدار هم می‌شود.

یعنی نمی‌شود شما را از نظر درآمد با چهره‌های معروف حوزه‌های دیگر (مثل خواننده‌های پاپ، فوتبالیست‌ها، هنرپیشه‌ها و...) مقایسه کرد؟

- خب این را باید از کسی پرسید که مداحی شغلش است. کار و زندگی و کلاً همه‌چیز من در حاشیه‌ی مداحی است؛ ولی این خواندن و نوکری اهل‌بیت، شغل من نیست. البته پیش آمده که در مواردی هدیه‌ای به ما دادند، ولی اگر به عنوان شغل به آن نگاه می‌کردم مثل خیلی‌های دیگر این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتم و می‌خواندم. اما من که هیچ جلسه‌ای نمی‌روم. امسال هم که کلاً فقط در هیأت خودمان هستم. تازه، همین جلسه هم مشکل مالی دارد و به سختی داریم هزینه‌هایش را جور می‌کنیم تا مجلس امام حسین(ع) برپا شود. اگر کسی می‌خواهد به من لطف بکند، بیاید به جلسه‌ی اهل‌بیت کمک کند. اتفاقاً من در این موارد خیلی حساسم. مثلاً یک‌بار کسی آمد و پولی به من داد تا به هیأت کمک کند. همان‌جا به او گفتم: فردا از من توقعی نداشته باشی، چون داری برای مجلس امام حسین‌(ع) پول می‌دهی. قبلاً اتفاق افتاده که شخصی به هیأت کمک کرده بعد آمده و به من گفته: آقا میشه وامی برای من ردیف کنی؟ آقا میشه فلان کار را برایم بکنی؟! البته کار خیر همیشه خوب است، باید کار مردم را راه انداخت و به هر کسی که از دستت بربیاید کمک کنی، ولی به شرطی که امکانش باشد و پشت قضیه حرفی درنیاید.

چه شد که شما به این‌جا رسیدید و الان جزو نفرات شناخته شده‌ی مداحی هستید؟

- فکر می‌کنم یکی از دلایلش این باشد که به حرف بزرگ‌ترها گوش کردم. این‌که مردم آدم را بشناسند ولی چند وقت بعد فراموش بشوی که فایده ندارد. ما به حرف بزرگ‌ترهایی مثل حاج منصور گوش دادیم، خون‌دل خوردیم و از چیزهایی که دوست داشتیم صرف‌نظر کردیم. خب ما هم جوانیم دیگر. شاید آن لباسی که دوست داشتیم بپوشیم را نپوشیدیم. شاید وقتی که خیلی‌ها رفته‌اند دنبال دوستی و تفریح‌شان، ما نرفتیم. اغلب مردم وقتی نزدیک محرم می‌شود یا ایام مسلمیه‌ی دیگر، یاد محرم و عزاداری می‌افتند. ولی ما در روزهای عادی و حتی در اعیاد و ولادت‌ها به امام حسین‌‌(ع) فکر کرده‌ایم... البته فکر کردن به امام حسین(ع) و با او زندگی کردن به هیچ‌وجه محدودیت نیست؛ برعکس، آخر آزادی است، کیف می‌کنی! ما هیچ خوشی ظاهری را با گریه‌ی امام حسین(ع) عوض نمی‌کنیم؛ این گریه برای‌مان نشاط‌آور است و اصلاً اگر گریه نکنیم مریضیم.

خود شما بیش‌تر با چه چیز گریه می‌کنید؟ نوحه‌ی خاصی، صدای کسی؟

- من بیش‌تر از این‌که به مصیبت گریه کنم، به محبت این خانواده گریه می‌کنم. به لطف و آقایی آقا امام حسین(ع) گریه می‌کنم. مثلاً آن‌جا که در کربلا دشمن آمده‌ تا با او بجنگد، اما امام با آن‌ها «صحبت» می‌کند. امام حسین(ع) به دشمنانش لطف می‌کند. سیدالشهدا در تاسوعا به حضرت ابوالفضل(ع) می‌فرماید: برو و از این‌ها یک شب مهلت بگیر. اما در حقیقت دارد به آن‌ها مهلت می‌دهد؛ مهلت می‌دهد تا یکی از لشکر آن‌طرف بیاید و از این محبت استفاده کند. اگر همان روز جنگ می‌شد، «حر» باید در جناح مقابل کشته می‌شد، اما امام حسین(ع) صبر می‌کند تا حداقل آن یک نفر بیاید و از «نار» به «نور» برسد. ضمن این‌که امام نماز را دوست داشته و می‌گوید: می‌خواهم این شب را به عبادت بگذرانم... خدا وکیلی این محبت گریه ندارد؟ برایم فرقی ندارد چه کسی بخواند یا چطور بخواند؛ فقط از او بخواند!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- بله، جا انداختن جلسه خیلی سخت است. باید خیلی کار کنی تا برای مردم جا بیفتد که در این جلسه چطور باید عمل کنند. باید مخاطب را تربیت کرد تا روضه و شعر را بهتر درک کند. در سینه‌زدن یک‌دست شوند و... این کارها دو تا سه سال زمان می‌برد. اما وقتی می‌بینی بعد از این مدت مسئول‌جلسه حواسش به یک جای دیگر است، چه باید کرد؟ ما ذاکرین اهل‌بیت نباید اجازه بدهیم که بعضی افراد با ما مثل پیراهنی که هر وقت خوش‌شان نیاید عوض کنند، رفتار کنند. بنابراین تصمیم گرفتیم خودمان یک جلسه داشته باشیم. جلسه‌ای راه انداختیم به نام «ریحانه‌الحسین‌(ع)» که اسمش را حاج‌آقا «محمد طاهری» انتخاب کردند. محرمم را در این جلسه هستم.

آدرس؟

- بالاتر از میدان منیریه، جنب مسجد فخریه، کوچه راطق، حسینیه شهید حیدری‌آرا. جلسات با نماز مغرب شروع می‌شود، قرآن می‌خوانند،‌ آقاسید عباس موسوی‌مطلق منبر می‌رود و بعد ما تا ساعت هشت‌و‌نیم برنامه داریم. در جلسات ما یک عده جوان دارند زحمت می‌کشند. خودم هم خیلی اذیت شدم؛ چون خیلی مشکل مالی داشتیم. اما الان دوستان دارند کمک می‌کنند. مثلاً حاج‌حبیب ‌(کاشانی‌) خیلی محبت کردند و به ما لطف داشتند. فعلاً بحث مالی هیأت هماهنگ شده تا بتوانیم جلسات محرم را بگیریم، تا بعد که ببینیم خدا چه می‌خواهد.

این‌جا دوست دارم یک تشکر ویژه هم از خانمم بکنم. نه مثل آن‌هایی که آلبوم می‌دهند و یک تشکر آبکی می‌کنند! من واقعاً ممنون خانمم و خانواده‌شان هستم، همین‌طور از پدر و مادرم که هرچه دارم از دعای آن‌هاست. ولی منی که دائم دارم کتاب می‌خوانم یا جلسه می‌روم و جلسات هم اکثراً شب است، شب‌ها هم که می‌آیم خسته‌ام و فشار روحی خواندن اجازه نمی‌دهد درست به خانواده‌ام برسم. خستگی و بداخلاقی و بی‌حوصلگی‌مان توی خانه است. یک فوتبالیست اگر یک ذره رگ پایش بگیرد، 3تا ماساژور بالای سرش می‌آیند، چند روز استراحت به او می‌دهند؛ ولی ما که به ریه و کبد و قلب‌مان فشار می‌آید و درب و داغان می‌شویم، فقط خانم‌مان به‌مان رسیدگی می‌کند. این‌ها واقعاً فداکاری است. بابت همه‌ی این‌ها از ایشان ممنونم.

 

 

شما در خواندن روضه یا مقتل‌ها هم نوآوری دارید؟

- نه، در این‌ها نمی‌شود نوآوری داشت. اما زاویه‌های متفاوتی دارند که هر بار می‌شود از یک طرف نگاه کرد و گفت. مثلاً در سال‌های قبل ما از قتلگاه علی‌‌اکبر(ع) خواندیم، اما پارسال از رابطه‌ی امام حسین(ع) و علی‌اکبر(ع) گفتیم.

امسال چه می‌خوانید؟

- هنوز فکر نکرده‌ام.

شما که گفتید از یک سال قبل به محرم و برنامه‌تان فکر می‌کنید؟

- آن در بحث شعر است؛ روضه فرق دارد. روضه چیزی است که با آن زندگی می‌کنی. شاید 10 مورد به ذهنت برسد و ندانی از کجا شروع کنی. باید در فضای مجلس قرار بگیری و بعد انتخاب کنی.

در این سال‌ها سوژه‌ای در روضه‌هایتان بوده که دل‌تان بخواهد بخوانید و هنوز به هر دلیلی نتوانسته باشید بخوانید؟

- بله. مثلاً غیر از بنی‌هاشم، به سایر شهدای کربلا خوب پرداخته نشده. البته اشاره شده و در خواندن‌های بزرگان دیده‌ایم، ولی نه به صورت کامل. من خیلی دوست دارم «جُون» (غلام سیاه‌) را بخوانم، یا آن مادر و پسر مسیحی را بخوانم که آمدند و در واقعه‌ی کربلا شهید شدند. حتماً این کار را می‌کنم. همانطور که سال گذشته قضیه «حبیب ابن مظاهر» را خواندم، یا سال قبلش داستان «زُهیر» را خواندم که واقعاً تکان دهنده است.

کدام یک از این روضه‌ها بیش‌تر در مردم تاثیر دارد؟ مخاطبان خود شما نسبت به کدام شخصیت مذهبی حساس‌ند و دوست دارند درباره‌اش بخوانید؟

- مردم ما همه، در هر لباسی که باشند، حضرت ابوالفضل(ع) را دوست دارند. در محرم هم شب‌هایی که برای حضرت قاسم(ع) می‌خوانیم خیلی خوب است. ولی در کل نمی‌شود مقایسه کرد و هر شب و هر شخصیت لطف خودش را دارد. اما وقتی که مردم واقعاً مثل «اسپند روی آتش» می‌شوند و خیلی برایشان جان‌سوز است، شب حضرت رقیه(س) است. مردم شب تاسوعا، شب ابوالفضل(ع) غیرتی می‌شوند؛ انگار همه چمدان حاجت‌ها و گرفتاری‌هایشان را نگه داشته‌اند تا این شب با خودشان به جلسه بیاورند؛ امیدشان همین است. ولی برای حضرت رقیه، همه می‌آیند که گریه کنند، می‌آیند که بسوزند.

چه نکته‌ای در این سوختن و گریه کردن وجود دارد؟

- این‌که حتی یکی از آن مصیبت‌ها که ایشان کشید را قوی‌ترین، پیرترین و دنیادیده‌ترین آدم‌ها هم نمی‌تواند تحمل کند. یک دختر 3 ساله همه‌ی این مصیبت‌ها را می‌بیند. همین کافی نیست؟

بعضی از مداحان برای شور بیشتر مجلس، چیزهایی می‌خوانند و می‌گویند که پایه و اساس درستی ندارند. حتی تعدادی از مقتل‌هایی که در سال‌های اخیر در بعضی مجالس خوانده می‌شوند، منبع موثقی ندارند.

- این‌ها که تکلیف‌شان روشن است. البته دیگر زیاد این‌طور نیست و جلسات ما خیلی حرفه‌ای برگزار می‌شود. در هیأت‌های قدیمی و مجلس‌هایی که ما می‌رویم، این مسائل دیده نمی‌شود. این صحبت‌هایی که می‌گویند فلان مداح این‌طور خوانده یا فلان حرف را زده، در محلات و هیأت‌های کوچک اتفاق می‌افتد. مخصوصاً که الان بحث ارتباطات و اینترنت و تکنولوژی است و فکر نمی‌کنم کسی جرات چنین کارهایی را داشته باشد؛ چون بلافاصله صدای آدم پخش می‌شود و همه می‌شنوند. کلاً مداحی امروز خیلی سخت‌تر از گذشته شده و جای اشتباه ندارد. الان 90 درصد مخاطبین ما دانشجو و تحصیلکرده هستند؛ در حالی که در گذشته در جلسات یک دکتر یا مهندس پیدا نمی‌شد.

از شما ایراد هم می‌گیرند؟

- خیلی زیاد! کسی که علم‌اش در این سطح است، نسبت به اهل‌بیت آگاهی زیادی دارد و می‌بینیم که عاشقانه در مجلس عزاداری حضور پیدا می‌کند. این یعنی که اگر حرف بی‌پایه‌ای بزنیم، مخاطب می‌آید و می‌پرسد این حرف را از کجا آوردی؟ یعنی که دیگر فقط «دلی» نمی‌شود جلو رفت. باید دلی خواند و عقلانی جواب مردم را داد.

مواردی هم پیش آمده که کسی در مورد منابع و سند چیزی که خوانده‌اید، ازتان سئوال کند؟

- البته ما تا حالا چیزهایی نخوانده‌ایم که در ذهن مردم سئوال‌برانگیز شود. ولی اتفاق افتاده که کسانی در مورد چیزی که خوانده‌ام، پرسیده‌اند و من جواب‌شان را داده‌ام؛ مثلاً گفته‌ام سندش در فلان کتاب است. این را هم حتماً بنویسید که جواب بعضی‌ها را اصلاً ندادم.

چرا؟

- چون بعضی‌ها برای بازی کردن از این سئوال‌ها می‌پرسند. طرف پرسیده: آقا این قضیه را از کدام کتاب گفتی؟ جواب دادم: تو اسم یک کتاب یا مقتل که خوانده‌ای بگو تا جوابت را بدهم! طرف یک کتاب نخوانده، مطالعه ندارد و معلوم است فقط برای ایراد گرفتن می‌آید.

شده است که ببینید مردم از شنیدن مقتلی آن‌قدر ناراحت شده‌اند که تصمیم بگیرید دیگر آن مقتل را نخوانید؟

- فکر نمی‌کنم ما بیش از 30 درصد مقاتل را خوانده باشیم. یعنی همیشه در حاشیه‌ی ماجرا بودیم و اگر بخواهیم اصلش را بخوانیم، کسی طاقت شنیدنش را ندارد. می‌گویند وقتی انشاءالله امام زمان ارواحنا فدا بیاید، تازه او اصل روضه را می‌خواند. دیگر این چیزها که ما می‌خوانیم نیست و آن موقع می‌فهمیم این مصیبت چقدر عمیق است و چقدر حرف ناگفته باقی مانده.

مقام معظم رهبری چقدر نسبت به این قضیه حساس هستند و آیا از دفتر رهبری نظارتی بر روضه‌ها و مداحی‌ها صورت می‌گیرد؟

- تا آن‌جا که می‌دانم، آقا خیلی حساس هستند؛ چون روضه را دوست دارند. فکر می‌کنم ذاکرین اهل‌بیت را هم دوست دارند چون آدم از کسی انتقاد می‌کند که دوستش دارد و برایش مهم است. ایشان به ذاکرین اهل‌بیت تاکید دارند که شعر خوب بخوانید، چون جدا از لذتی که به همراه دارد، فکر می‌کنم دلیلش این است که شعور مردم را هم بالا می‌برد. جایی خواندم که آقا فرموده بودند: غزل صائب‌تبریزی زیاد بخوانید. صائب را در میان شعرا  «تک‌سوار عرصه‌ی خیال» لقب دادند. و ضمناً همیشه بیت آخر شعرش پندی دارد. آقا تاکید دارند که شعر خوب خوانده شود و مطلب دقیق گفته شود تا باعث ایرادگیری عده‌ای نشود.

«سادگی و مخاطب فهمی» اشعار چقدر برایتان مهم است؟

- اشعار من متوسط هستند. سعی می‌کنم شعرهایی را برای خواندن انتخاب کنم که عام فهم و خاص پسند باشند.

مثلاً شعر «عمو عباس» که خیلی بین مردم گل کرد، این خصوصیت را داشت؟

- در آن شعر خیلی ساده صحبت شده بود. شنیدم که از این سادگی انتقاد کرده‌اند و گفتند که سبُک بوده، به لحاظ صنایع شعری ضعیف بوده. نمی‌خواهم بگویم این شعر خیلی حرفه‌ای بوده، ولی توجه کنید که این شعر از زبان یک کودک بیان شده. بچه که نمی‌تواند ثقیل صحبت کند. به نظرم مردم دوست داشتند حضرت ابوالفضل(ع) را از زبان بچه‌های امام حسین(ع) هم بشنوند؛ چون همیشه ابوالفضل(ع) را از زبان امام حسین(ع) شنیده‌اند، همیشه از هیبت ابوالفضل(ع) شنیده‌اند، از همه جهات درباره‌ی آن حضرت شنیده‌اند. این‌طور جا افتاده که حضرت ابوالفضل(ع) مردی قوی و دلاور بوده و... اما بار علمی و تقوای حضرت را نگفتیم. فکر می‌کنم ما از این نظر برای حضرت ابوالفضل(ع) خیلی کم گذاشته‌ایم.

«عمو عباس» چطور بین مردم جا افتاد؟

- فقط به دلیل سادگی‌اش.

و با این کار بود که شما خیلی بیش از گذشته در بین مردم شناخته شدید؟

- بله، از آن به‌بعد دیگر شناخت ما خیلی عمومی‌تر شد. خیلی‌ها که فکر نمی‌کردی دنبال این مسائل باشند، نسبت به این شعر توجه نشان دادند. حتی در کشورهای دیگر هم همین‌طور. مثلاً در حرم امام رضا(ع) خانواده‌ای که از منچستر آمده بودند، من را دیدند و با هم صحبت کردیم. یا کسانی که با سایت ما در ارتباط‌ند؛ از اتریش، آلمان، انگلیس، آمریکا، کشورهای عربی و... آن‌هایی که ما را به اسم نمی‌شناسند هم می‌گویند: همانی که عموعباس را خوانده!

دوست دارید با کدام کارتان شناخته شوید؟ کدام یک از کارها ایده‌آل ذهنی‌تان است؟

- ما هرچه می‌خوانیم برای اهل‌بیت است. هرکدام که باشد برای امام حسین‌(ع) است و برایمان فرقی ندارد. برای همه‌شان هم زحمت کشیده‌ایم و به قول معروف مثل بچه‌مان هستند، نمی‌شود فرقی بین‌شان گذاشت.

برای امسال هم کاری دارید که مثل «عمو عباس» پرسروصدا باشد؟

- خیلی از کارهای ما مثلاً بلوتوث می‌شود و مردم خوش‌شان می‌آید، ولی این (عمو عباس) یک چیز دیگر بوده. برای این‌که دوباره این اتفاق تکرار شود، باید شرایط ویژه‌ای رخ بدهد. نگاه کنید که خیلی از بزرگان موسیقی هستند که صدها کار می‌خوانند، ولی چند کارشان ماندگار می‌شود؟ فقط این را می‌دانم؛ آن چیزی که فکرش را نمی‌کنی چیزی بشود و به آن دل نمی‌بندی، همان کار می‌‌گیرد!

شما را بیشتر با روضه می‌شناسند و «عمو عباس» تنها کاری بود که شما را در زمینه نوحه هم مطرح کرد.

- نه، الان چند سال است که در زمینه سینه‌زنی به سبک‌ها اهمیت داده‌ام. از بین کارهایی که معروف شدند یکی همین «عمو عباس» بود و یکی دیگر که برای حضرت ام‌البنین خوانده بودم: «گل رشیدم...»

کار ضبط شده‌ی استودیویی هم دارید؟

- یک کار داشتم، اما حرفه‌ای نبود و ازش راضی نبودم. ولی الان از چند جا پیشنهاد دارم. مثلاً در کربلا با یک آقای کویتی‌ آشنا شدم که از من خواست بروم و مهمان‌شان باشم و یک مجموعه‌ای جمع کنیم. اما جوابی ندادم.

تمام مداحان حرفه‌ای این‌طورند که کار استودیویی با پخش حرفه‌ای ندارند.

- من دوست دارم کار استودیویی خوب انجام بدهم، البته بدون موسیقی و فقط خواندن خالی. اما به هرحال باید پیشنهاد خوب هم وجود داشته باشد.

این مصاحبه را خیلی‌ها می‌خوانند. اگر شرکتی این صحبت‌هایتان را خواند و با شما تماس گرفت، بهشان سخت نمی‌گیرید؟!

- خب البته برایم مهم است که آن شخص چه‌کسی است و چقدر این کار برایش ارزش دارد. اگر فقط پول کار برایش ارزش داشته باشد، قبول نمی‌کنم. باید کسی باشد که عشقش را داشته باشد، روی کار اهل‌بیت(ع) حساس باشد. آن‌وقت اگر پول هم برایش مهم بود، باشد.

آیا از انتشار CDها، نوارها و عکس‌هایی که از شما منتشر می‌شود، پولی به خودتان می‌رسد؟ مستقیم یا غیرمستقیم.

- به هیچ وجه! بدتر هم این‌که آقایانی که مراسم‌های ما را ضبط و تکثیر می‌کنند، مواردی که نباید را هم در CDها منتشر می‌کنند. ما از این شرکت‌ها چندان راضی نیستیم. آن‌ها فقط می‌خواهند برنامه را ضبط کنند و بدهند دست مردم. همان‌ها که کارهای من را منتشر کرده‌اند چند بار آمده‌اند نظر خودم را هم بدانند؟ ضمناً شرکت‌های زحمتکش هم دیگر نمی‌آیند کارهای ما را ضبط کنند؛ چون وقتی CD را منتشر می‌کنند یک عده دیگر از روی آن کپی می‌کنند و می‌فروشند! نتیجه این می‌شود که الان ما مجبوریم خودمان دوربین و عوامل فنی تهیه کنیم. این آقایان از جلسات مذهبی پول درمی‌آورند، آن‌وقت یک کار کوچک هم نه برای ما، بلکه برای همین جلسه انجام نمی‌دهند.

با کدام یک از همکاران مداح‌تان در تماس هستید؟ صدای کدام یکی را دوست دارید؟

- صدای همه‌شان را دوست دارم؛ هر صدایی که دل سوخته باشد... اگر بخواهم از دوستان اسم ببرم که زیاد می‌شود، یکی هم از قلم بیفتد ناراحت می‌شود. اما دوستانی که بیش‌تر با هم ارتباط داریم حاج‌محمود(کریمی‌) و حاج‌محمد(طاهری) هستند. خب معلوم است دیگر، همان‌هایی که بیشتر با هم می‌خوانیم.

از خواننده‌های پاپ صدای چه کسی را دوست دارید؟

- راستش زیاد گوش نمی‌دهم. همین که گاهی در تلویزیون بشنوم و...

هنوز هم صدای «محمد اصفهانی» را دوست دارید؟

- بله. نمی‌دانم چرا مدتی است که آلبومی بیرون نداده. البته کار خوبی می‌کند؛ بگذار بیشتر روی آلبوم بعدی‌اش کار کند و با اندیشه‌تر و حرفه‌ای باشد. ضمناً چند وقت پیش کارهای استاد شجریان را گوش کردم و خیلی لذت بردم؛ البته نه به خاطر اینکه «استاد» است. من تا دیروز اصلاً از صدای استاد شجریان لذت نمی‌بردم، ولی اخیراً نظرم خیلی عوض شده.

شما اصلاً موسیقی گوش نمی‌دهید؟ موسیقی جزو علایق‌تان نیست که در تنهایی به آن بپردازید؟

- نه، تنهایی‌های من با چیزهای دیگری پر می‌شود؛ مثلاً با کتاب خواندن، کار کردن روی اشعار خودم و...

گفتید که به دلیل مداحی و شناخته شدن بین مردم (شهرت) مجبورید خیلی کارها را انجام ندهید؟

- بله، البته من بعضی وقت‌ها که می‌خواهم این قضیه را برای خودم هضم کنم، یک ساعت در خیابان پیاده‌روی می‌کنم! یک مسیری را می‌گیرم و راه می‌افتم... زیاد برای خودم محدودیت قائل نمی‌شوم. محدودیت‌ها بیشتر در بعضی حرف‌هاست. یا مثلاً در بعضی کارها مثل رفتن به استادیوم یا پوشیدن شلوار لی.

هنوز هم فوتبال بازی می‌کنید؟

- نه.

دیگر نمی‌روید با آقا فرهاد (کاظمی) فوتبال بازی کنید؟

- نه، آقا فرهاد که دیگر رفته‌اند سپاهان (اصفهان). خیلی خوشحال شدم که این اتفاق افتاد.

در فوتبال فقط با ایشان ارتباط دارید؟

- بین مربیان، بله. چون آقا فرهاد اول «امام حسینی» است، بعد مربی! اگر اول مربی بود بعد امام حسینی، کاری با او نداشتم. اما با بعضی از فوتبالیست‌ها در ارتباطیم. راستش بیش‌تر آن‌ها تماس می‌گیرند و من زیاد با فوتبالیست‌ها در ارتباط نیستم. چون به هرحال آن‌ها در حال و هوای خودشان هستند، جو خاص خودشان را دارند. اما آنی که امام حسینی است را دوست دارم. الان «سیدمهدی رحمتی» با من ارتباط دارد. هرجا - حتی کشورهای خارجی- هم می‌رود، به من زنگ می‌زند؛ چون امام حسینی است، من را در جلسات امام حسین(ع) پیدا کرده، من هم او را در کوچه‌ یا مهمانی یا زمین فوتبال پیدا نکردم، در جلسه‌ی امام حسین(ع) پیدایش کردم. من هرکس که در این جلسات پیدا کنم را دوست دارم. غیر از سیدمهدی، با «جلال امیدیان» و «مرتضی ابراهیمی» هم ارتباط دارم. این‌ها بچه‌های خیلی خوبی هستند، که اتفاقاً سه‌تایشان هم در باشگاه مس کرمان بازی می‌کنند.

چرا شما برای خواندن به هیچ مجلس ختمی نمی‌روید؟

- به چند دلیل؛ اول این‌که کسانی به این جلسات می‌روند که کارشان همین باشد. دوم اگر دوستانه و رفاقتی هم برای مجلسی بروی، دیگران هم متوقع می‌شوند و دیگر باید زندگی‌ات را برای این کار بگذاری. سوم این‌که ما سعی می‌کنیم مداح اهل‌بیت باشیم، ذاکر امام حسین(ع) باشیم، نه ذاکر آدم‌های عادی.

اما به مجالس شهدا می‌روید؟

- بله، همه‌ی جلسات را که نمی‌شود، ولی تا جایی که بتوانم می‌روم.

شما عضو «هیأت رزمندگان» نیستید؟

- آن‌جا که عضویت ندارد، همه می‌توانند عضوش باشند. من هم سالی دو- سه بار آن‌جا می‌خوانم.

چند بار کربلا و مکه رفتید؟

- دو بار حج عمره رفتم و یک بار واجب. چهار- پنج بار هم کربلا رفتم که خدا را شکر یک دفعه‌اش عرفه بوده.

به سینما هم علاقه دارید؟ فیلم می‌بینید؟

- بله، اتفاقاً خیلی هم دوست دارم. توی خانه زیاد فیلم می‌بینم.

آخرین فیلمی که دیده‌اید؟

- فیلم «زن دوم» بود. در بین بازیگرهای جوان بازی «محمدرضا فروتن» را دوست دارم، چون واقعاً هنرمند است. در بزرگ‌ترها هم بازی «پرویز پرستویی» را می‌پسندم.

از بازیگران طنز چطور؟

- ما خودمان آخر طنزیم؛ با هر حرف و بازی‌ای خنده‌مان نمی‌گیرد!

ولی در مورد شما می‌گویند که خیلی بداخلاقید، جدی هستید.

- بله، باید دید آن کسی که می‌گوید بداخلاقم از من چه دیده است، چه کار کرده که من بداخلاقی کردم.

در برنامه‌هایتان خیلی مدیرید؟

- مدیر موفقی نیستم، ولی خب می‌گویند که مدیریم!

معمولاً خنده‌ی شما را کم‌تر دیده‌اند؟

- چند سالی است که من کمی آرام شده‌ام...

امسال کجا می‌خوانید؟ دیگر در هیأتی که پارسال بودید نمی‌خوانید؟

- نه، آن‌جا جلسات دوستان دیگر است. راستش بعضی‌ها تنوع را دوست دارند و خواننده‌شان را عوض ‌می‌کنند. خوب است، این هم یک ایده است دیگر!

ولی شما برای جا افتادن آن هیأت خیلی زحمت کشیده بودید.

- بله، جا انداختن جلسه خیلی سخت است. باید خیلی کار کنی تا برای مردم جا بیفتد که در این جلسه چطور باید عمل کنند. باید مخاطب را تربیت کرد تا روضه و شعر را بهتر درک کند. در سینه‌زدن یک‌دست شوند و... این کارها دو تا سه سال زمان می‌برد. اما وقتی می‌بینی بعد از این مدت مسئول‌جلسه حواسش به یک جای دیگر است، چه باید کرد؟ ما ذاکرین اهل‌بیت نباید اجازه بدهیم که بعضی افراد با ما مثل پیراهنی که هر وقت خوش‌شان نیاید عوض کنند، رفتار کنند. بنابراین تصمیم گرفتیم خودمان یک جلسه داشته باشیم. جلسه‌ای راه انداختیم به نام «ریحانه‌الحسین‌(ع)» که اسمش را حاج‌آقا «محمد طاهری» انتخاب کردند. محرمم را در این جلسه هستم.

آدرس؟

- بالاتر از میدان منیریه، جنب مسجد فخریه، کوچه راطق، حسینیه شهید حیدری‌آرا. جلسات با نماز مغرب شروع می‌شود، قرآن می‌خوانند،‌ آقاسید عباس موسوی‌مطلق منبر می‌رود و بعد ما تا ساعت هشت‌و‌نیم برنامه داریم. در جلسات ما یک عده جوان دارند زحمت می‌کشند. خودم هم خیلی اذیت شدم؛ چون خیلی مشکل مالی داشتیم. اما الان دوستان دارند کمک می‌کنند. مثلاً حاج‌حبیب ‌(کاشانی‌) خیلی محبت کردند و به ما لطف داشتند. فعلاً بحث مالی هیأت هماهنگ شده تا بتوانیم جلسات محرم را بگیریم، تا بعد که ببینیم خدا چه می‌خواهد.

این‌جا دوست دارم یک تشکر ویژه هم از خانمم بکنم. نه مثل آن‌هایی که آلبوم می‌دهند و یک تشکر آبکی می‌کنند! من واقعاً ممنون خانمم و خانواده‌شان هستم، همین‌طور از پدر و مادرم که هرچه دارم از دعای آن‌هاست. ولی منی که دائم دارم کتاب می‌خوانم یا جلسه می‌روم و جلسات هم اکثراً شب است، شب‌ها هم که می‌آیم خسته‌ام و فشار روحی خواندن اجازه نمی‌دهد درست به خانواده‌ام برسم. خستگی و بداخلاقی و بی‌حوصلگی‌مان توی خانه است. یک فوتبالیست اگر یک ذره رگ پایش بگیرد، 3تا ماساژور بالای سرش می‌آیند، چند روز استراحت به او می‌دهند؛ ولی ما که به ریه و کبد و قلب‌مان فشار می‌آید و درب و داغان می‌شویم، فقط خانم‌مان به‌مان رسیدگی می‌کند. این‌ها واقعاً فداکاری است. بابت همه‌ی این‌ها از ایشان ممنونم.


 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 88/01/23 ساعت 18:1 موضوع مقالات | لینک ثابت


مصاحبه با برادر حاج سید مجید بنی فاطمه

مصاحبه با حاج سيد مجيد بني فاطمه

در ابتدا بيوگرافي از خودتان بفرماييد : سيد مجيد بني فاطمه - متولد بهمن 1356 - متولد تهران - تحصيلاتم ديپلم - شغلم آزاد است.

شروع مداحي : از كودكي حدودا از سن 7 سالگي علاقه به مداحي پيدا كردم وبه طور حرفه اي از سال 71 شروع به خواندن كردم. يادم مي آيد در سال 73 يا 74 در تشيع جنازه شهدا با حاج سعيد حداديان آشنا شدم و اولين جلسه بزرگي كه خواندم ميلاد امام زمان (عج) پيش حاج سعيد خواندم كه آ قاي كريمي هم حضور داشتند. و از سال 73 با حاج سعيد مانوس شدم و ايشان تاثير بسزايي در پيشرفت من داشتند.

بيشترين تاثير را چه كسي در مداحي شما داشته : حضرت علي (ع) مي فرمايند :هركس به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است. از همه بزرگواراني كه در خدمتشون بودم از همشون درس آموختم .ولي حاج سعيد(حداديان) بيشترين تاثير را در من داشتند و تا به امروز به من محبت كرده اند. چون علاقه من به شعر و روضه زياد بود خدمت آقاي انساني در صنف لباس فروشها زياد مي رسيدم و از نصايح ايشان استفاده مي كردم. و در خدمت حاج منصور كه حكم پدري به گردن همه ما دارندبوده ام و درست خواندن ما برگرفته از ايشان است.

چند تن از همدوره هايتان : حسين هوشيار.سيد محمد جوادي و ابوالفضل بختياري

بزرگترين عيب و حسن شما در مداحي : اين سوال را مخاطبين من بايد جواب دهند ولي به نظر دوستان و افكار عمومي حسنم پايه قرار دادن روضه در جلسه و عيبم هم انتظار زياد از مستمع . استرس و حساسيت زياد در جلسه است.

آيا توانسته ايد براي امام حسين (ع) كاري كنيد : نه به اعتقاد من اگر تمام لحظات زندگيمان هم در ركاب ايشان باشيم بازهم به اين خاندان بدهكاريم.

دنبال مقبوليت هستيد يا شهرت : انشاء الله كه مقبوليت

اهل مطالعه هستيد؟ چه كتبي را مطالع مي كنيد و چند كتاب معرفي كنيد : بله در روز ساعاتي را به مطالعه اختصاص مي دهم . بيشتر كتي عرفاني ، مقتل و شعر مي خوانم . نفس المهموم (شيخ عباس قمي)

بهترين تفريح شما چيست : سفر، چون سفر را دوست دارم

 آيا تا كنون كلاس مداحي داشتيد : بله، مدتي به دعوت مركز فرهنگي غدير جلسات آموزشي داشتيم كه متاسفانه ديگر فرصت حضور ندارم .

عوامل پيشرفت در مداحي :  اخلاص ، بي ريايي ، احترام به بزرگترها و تلاش زياد

 فرق بين مداحي ديروز و امروز؟ در مداحي قديم پايه روي شعرهاي قوي و روضه خواني بوده است. در مداحي امروز بايد نو آوري داشت و سبكهايي كه در شان اهل بيت است ساخته شود و در كل مداحي امروز سخت تر شده.

شاعراني كه با آنها كار مي كنيد چه كساني هستند : حسن لطفي.محمد صميمي.مسعود اصلاني و محمد ايماني

دوست داريد مخاطب شما چگونه باشد : كساني باشند كه با جون و دل در جلسه اهل بيت حضور داشته باشند و شناخت معرفتيشان روز به روز بيشتر شود.

 اگر مداح نبوديد در هيئت چه كاره مي شديد : حتما مسئول جلسه مي شدم.( دوستان مي گويند مديريت جلسم خوب است)

مداحي سخت است يا آسان : خيلي سخت است. از اين جهت كه در جلسات ما به تناسب همه اقشار جامعه حضور دارند و ما بايد بتوانيم همه آنها را راضي نگه داريم و بايد رضايت صاحب جلسه را جلب كرد.

آنچه كه در مداحي به آن نرسيده ايد : وقتي اين اجازه را به من داده اندكه قطره اي از درياي معرفتشان ( اهل بيت(ع) را بچشم به همه چيز رسيده ام.

به چه كسي مي گويند مداح : كسي كه مدح اهل بيت را در همه جا بخواند.

نظر شما در مورد مداحاني كه بيشتر سراغ شور مي روند چيست : هركس مدح اهل بيت را انجام دهد براي همه عزيز و قابل احترام است ولي اين عزيزان بايد بدانند اصل در اين كار رضايت اهل بيت است و ما بايد از شكل و قالب اين كار خارج نشويم.اينكه ما بخواهيم از شعر خواني در مدح امام زمان(عج) و روضه كم كنيم و به وقت شور اضافه كنيم اشتباه است.

نظر شما در باره سياسي شدن جلسات اهل بيت چيست : من در اين بحث مطيع رهبري هستم.

نظر شما در باره جواناني كه تازه پا به اين راه گذاشتند : بدون استاد جلو نروند. مبناي جلسه روضه باشد و به بزرگتر احترام بگذارند.

 لطفا در باره حساسيتتان در جلسه بگوئيد : حساسيت بنده كه به اعتقاد بعضي از دوستان تندخويي ناميده مي شود به اعتقاد خودم از تعصب بيش از اندازه ام به جلسات نشعت مي گيرد.

تاثير مداحي در زندگي شخصي شما : زندگي من جلسه اهل بيت است ما بقي حاشيه اين جلسه

بارها ديده ايم كه از جاهاي مختلف از شما دعوت مي شود و شما نمي رويد دليلش چيست : 1.عدم شناخت من از آن جلسه 2. اگر بخواهم به همه دعوت ها جواب مثبت دهم ديگر وقت براي مطالعه و تحقيق ندارم (همين جا ، جا داره از همه عزيزان عذر خواهي كنم )

با كدام يك از مداحان بيشتر در ارتباطيد : 

حاج سعيد حداديان.حاج محمود كريمي.حاج محمد طاهري و سيد محمد جوادي

براي جذب جوانان به جلسات اهل بيت چه مي كنيد : سعي مي كنم آنها را با محبت اهل بيت آشنا سازم

دوست داريد تا كي به فعاليتتان ادامه دهيد  : تا موقعي كه خود اهل بيت اجازه دهند.

نصيحت به جوانان كه در دستكاه امام حسين فعاليت مي كنند : نصيحت براي كساني است كه سني ازشون گذشته باشد و من به عنوان كوچك ترين عضو اين خانواده وصيت مي كنم كه به بزرگتر هاي جلسه خيلي احترام بگذارند . جلسهت اهل بيت فقط برايشان صرف رفت و آمد نباشد اين دستگاه به روح و روان انسان كمك مي كند و تلاشمان جهت عاقبت به خيري و رضايت خداوند باشد.

يك بيت شعر بگوييد : من و جدا شدن ازكوي تو خدا مي داند خدا هرآنچه كند از توام جدا نكند

 سخن آخر: اميد وارم در همه كارها خدا و اهل بيت را نظر داشته باشيم و هيچ وقت باعث ناراحتي امام زمان نشويم. از تمام كساني كه كه از ابتداي نوكري من زحمت كشيده اند. درس دادن راهنمايي كردن شرايط را برايم فراهم كردند تشكر مي كنم و دست تك تكشان را مي بوسم.

منبع : www.dakhil.ir


 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 87/05/03 ساعت 12:20 موضوع مقالات | لینک ثابت


چند سخن از .......

پيامبر اكرم(ص):

 

دو رکعت نماز در دل شب نزد من محبوب‌تر است از دنیا و آنچه در آن است.

 

پيامبر اكرم(ص):

 

همۀ شما از نسل آدم هستید و آدم از خاک است و ارجمندترین شما نزد خدا

 

پرهیزکارترین شما است.

 

پيامبر اكرم(ص):

 

فرشتگان بال‌های خویش را برای جویندۀ علم می‌گسترانند تا او با خشنودی بر آن گام بگذارد.

 

امام صادق (ع):

 

امام حسن (ع) در خِلقت و بزرگوارى و وقار شبيه‌ترين مردم به رسول خدا بود .

 

امام صادق (ع):

 

هر کس دوستی و دشمنی‌ و بخشش او برای خداوند باشد، از کسانی ‌است که

 

ایمانشان کامل است.

 

امام علی(ع):

 

درستى كردار به درستى نيت است.

 

امام سجاد (ع):

 

از قدرت خداوند بر خویش بترس و از نزدیکی‌اش به تو حياء داشته باش.

 

امام رضا(ع):

 

به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را

 

بفشارید و به هم خشم نگیرید .

 

امام علي (ع):

 

كسى كه منكَر را با قلب و دست و زبانش انكار نكند ، مرده‏اى است ميان

 

زندگان.

 

 


 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 86/12/27 ساعت 8:17 موضوع مقالات | لینک ثابت


مقاله 1

اهداف و زمينه هاي قيام عاشورا در كلام امام حسين(ع)

برای خواندن این مقاله روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 86/12/25 ساعت 12:46 موضوع مقالات | لینک ثابت


داستانی از پیامبر اکرم (ع)

گروهی از کودکان مشغول بازی بودند.

ناگهان بادیدن پیامبر(ص) که به مسجد می رفت ، دست از بازی کشیدند و به سوی حضرت دویدند واطرافشان راگرفتند.

آنها دیده بودند پیامبر اکرم(ص)حسن(ع) وحسین(ع) رابه دوش خود می گیرد و بازی می کند.

به این امید، هر یک دامن پیامبر راگرفته، می گفتند :شتر من باش!

پیامبرمی خواست هر چه زودترخود رابرای نماز جماعت به مسجد برساند،اما دوست نداشت دل پاک کودکان رابرنجاند.

بلال در جست و جوی پیامبراز مسجد بیرون آمد ، وقتی جریان رافهمید خواست بچه ها راتنبیه کند تا پیامبر را رها کنند.

آن حضرت وقتی متوجه منظور بلال شد، به اوفرمود : تنگ شدن وقت نماز برای من از اینکه بخواهم بچه ها رابرنجانم بهتر است.

پیامبر از بلال خواست واز منزل چیزی برای کودکان بیاورد.

بلال رفت وباهشت دانه گردو برگشت.

پیامبر (ص) گردوها را بین بچه ها تقسیم کرد و آنها راضی وخوشحال به بازی خودشان مشغول شدند.


 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 86/12/15 ساعت 20:57 موضوع مقالات | لینک ثابت


حکایتی از امام حسین(ع)

بسمه تعالي 

 

معصيت به پنج شرط

 

 

           مـردي خدمت امام حسين (ع) آمد و عرض كرد :

 

                         من مردي گنه كارم و قدرت ترك گناه ندارم، مرا موعظه اي كني!

 

                     ح  حضرت سيّد الشّهدا (ع) فرمودند:

 

                    پنج كار انجام بده و هر چه مي خواهي گناه كن :

 

                    اول : رزق و روزي خدا را نخور . 

 

                                 دوم : از ولايت و قلمرو حكومت خدا بيرون برو .

 

                سوم : جايي را پيدا كن كه خدا تو را نبيند .

 

الابلبل      چهارم: وقتی فرشته ی مرگ برای گرفتن جانت آمد او را از خود دور ساز.

 

وقتي        پنجم:وقتی مالك دوزخ تو را وارد جهنم مي كند ،پس وارد نشو.

 

        

ساز

 

          


 

نوشته شده توسط محمد امین طالب زاده در 86/12/07 ساعت 21:16 موضوع مقالات | لینک ثابت